غزه در خون و آتش


ياري اندر كس نمي بينيم ياران را چه شد ؟ دوستي كي آخر آمد دوستداران را چه شد ؟
به ياد شهداي عرفه ... به ياد عاشقان شلمچه ... به ياد شهيدان خدايي ... به ياد شهيد حاج احمد كاظمي و يارانش . ميگن دل به دل راه داره . آري كه دلم بدون يادش آرام نمي شود . كسي كه در 8 سال دفاع مقدس نماد ايثار و ايمان بود و هست ... علمداري كه تو يكي از صحبت هايش ميان پاسداران مي گفت : « وقتي يك پاسداري كه تازه وارد سپاه شده ، مي خواهد به ديدار فرمانده تيپ ما بيايد ، با قدمهايي كه برميدارد بايد احساس كند به ديدار شهيد ميرود. ...ما بايد شهيد مي شديم . ما مونديم در يك امتحان سخت ... »
كساني كه با ما هم احساس اند بيان حس خود را دريغ نكنيد

بوي مدينه مي آيد اين را از نم نم باران فهميدم .دل ها بي تاب اند و چشم ها گريان.سمت چپمان مسجد شجره است كم كم شهري سپيد پوش به استقبالمان مي آيد ومن چقدر دوست دارم بقيع را از نزديك ببينم و چقدر دوست دارم نخل هاي مدينه را ،كبوتران حرم رسول الله را . دل ها بي قرار است و لحظه ي وصال نزديك . جاي پاي تمام امامن را در اين خاك مي توان ديد و عطر بال فرشتگان را ميشود احساس كرد .مدينه نيمي از بهشت است و بقيع نيمي ازمدينه .كم كم وارد بقيع مي شوم و كناريم مي گويد ايقبر فاطمه بنت اسد است و آن چهار قبر امامان معصوم است .آري بوي بهشت را احساس كرديم . تقديم به ...
بسم الله الرحمن الرحيم
آيا ميدانيد كه هر روز فرشتگان خدا در سراسر آسمان چه به ما ميخوانند ؟ هر روز مي گويند كه اي مردم بزاييد براي مرگ بسازيد براي خرابي . آيا ميشنويد ؟ خدا همي انسان ها را هدايت كرده و در حال آزمودن ماست آيا تا بحال از آزمون سربلند بيرون آمده ايم ؟چه كسي به دنبال رستگاري كه خدا مي خواهد رفته است ؟ پس بيشتر بيانديشيم كه آيا كسي شديم كه او مي خواهد ؟ عارفي در پاسخ سوالي كه از او پرسيدند چگونه به عشق حقيقي ورستگاري خدايمان برسيم گفت (يك دم به خود آي ببين چه كسي به كه بسته دل و به كه هم نفسي ) ازتوجهتون ممنونم . اگه نظري داريد دريغ نكنيد ![]()
* يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد * ![]()
* طلب عشق زهر بي سروپايي نكنيم *
![]()
اگر ميخواهي با حضرت مهدي عليه السلام دوستي برقرار كني مانند هر دوستي ديگر نيازمند وقت گذاري هستي .
اگر مي خواهي صبح خوبي را آغاز كني هر صبح بعد از آنكه از خواب برخاستيد ، به حضرت سلام دهيد .يقيين داشته باشيد جوابتان را مي دهد .
اگر براي سلامتي امام زمان ارزش قائليد با صدقه بلاها را دور كنيد .اگر بزرگترها فرصت شنيدن درد دلتان
را ندارند ،بزرگترين آقاي جهان شنواي درد دل شماست .
از نظرات شما متشکریم ![]()
"بنام خداوند بخشايشگر"
علامه مجلسي (ره) نقل ميكند كه ابن ابي العوجاء كه يكي از ماديين بود با سه نفر از همفكران خود قرار گذاشتند كه با
قرآن مبارزه نمايند وهريك متعهد شدند كه بخشي ازقرآن را به عهده بگيرند و همانند آن سوره هايي بياورند . وقرارشان
تا يك سال بود .پس از پايان مدت تعيين شده در مكه به گرد هم بهطور سري جمع شدند . در ابتدا يكي از آنان گفت من
چون به اين آيه رسيدم از انجام كار باز ماندم :
« وقيل يا ارض ابلعي مائك و يا سماء اقلعي و غيض الماء » « سوره هود »
وبه زمين گفته شد كه آب را فرو بر،وبه آسمان امر شد كه باران را قطع كن ،آب بي درنگ خشك شد .
ديگري گفت: من چون به اين آيه رسيدم از انجام كار باز ماندم :
«فلما استيئسوا منه خلصوا نجيا» «سوره يوسف»
پس چون برادران يوسف از اجابت خواهش خويش مايوس شدند ،در خلوت ، راز خود را به ميان آوردند .
در همين حال امام صادق (ع) آنها را ديد و اين آيه را تلاوت نمود :
« قل لئن اجتمعت الانس و الجن ال ان ياتو بمثل هذا القرآن لا ياتون بمثله » «سوره اسراء»
بگو اگر جن وانس گرد آيند تا مثل اين قرآن بياورند هيچگاه نخواهند آورد...
مبارك باد آمد ماه روزه مبارك باد آمد ماه روزه رهتخوش باد اى همراه روزه شدم بر بام تا مه را ببينم كه بودم من به جان دلخواه روزه نظر كردم كلاه از سر بيفتاد سرم را مست كرد آن ماه روزه مسلمانان سرم مست است از آن روز زهى اقبال و بخت و جاه روزه بجز اين ماه ماهى هست پنهان نهان چون ترك در خرگاه روزه بدان مه ره برد آن كس كه آيد در اين مه خوش به خرمنگاه روزه رخ چون اطلسش گر زرد گردد بپوشد خلعت از ديباى روزه دعاها اندرين مه مستجابست فلكها را بدرد آه روزه چو يوسف ملك مصر عشق گيرد كسى كو صبر كرد در چاه روزه سحورى كم زن اى نطق و خمش شو ز روزه خود شوند آگاه روزه بيا اى شمس دين و فخر تبريزتو اى سر لشكر سپاه روزه
خدا، فقط به سبب شما، باران نازل ميكند، به سبب شما آسمان را نگاه ميدارد كه روي زمين نيفتند (نظم موجود بين آنها حفظ شود), به واسطة شماست كه خدا ناراحتيها را دفع ميكند و گرفتاريها را تنها به وسيلة شما از بين ميبرد. خدا فقط به سبب شما ما را از خواري و پستي بيرون آورده و گرفتاريهايي را كه در آن فرو رفتهايم, برطرف نموده، و ما را از سقوط در وادي هلاكت و آتش (عذاب خويش) نجات داده است.
اين حديث متواتر را فراوان از حضرت رسول اكرم(ص) شنيده و نقل كردهايم كه:
هر كس بميرد در حالي كه امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.
اما به گواهي تاريخ 1400 سالة شيعه، اين حديث را درك نكرده، يا حداقل در ترتيب اثر به آن كوتاهي نمودهايم زيرا جملة مصائب اهل بيت(ع), از ريسمان بسته شده بر دستان امام عدل(ع) تا حصر امام هادي و امام عسكري(ع) و نهايتاً غيبت بيش از هزار سالة امام زمان(ع)؛ همه و همه بر كوتاهي مردم عصر امامت در معرفت و شناخت امام زمان خود گواهي ميدهند. آري، حقيقت تلخ است اما گريز ناپذير.
بر ماست كه براي فردايي كه دربارة اين چهارده نعمت الهي مورد سؤال قرار ميگيريم، تأملي نماييم1 تا مصداق آية شريفة:
ألم تر إلي الّذين بدّلوا نعمةالله كفراً.2
آیا به کسانی که [شکر] نعمت خدا را به کفر تبدیل کردند... ننگریستی؟
نباشيم.
اميرالمؤمنين(ع) در تفسير آية فوق فرمودند:
آن نعمتي كه خداوند بر بندگانش ارزاني داشته، ما هستيم. و هر كس روز قيامت سعادتمند شود, منحصراً به وسيلة ما سعادتمند ميگردد.3
در اين مقال سعي ميشود در حد وسع و توان اندك خود به نعمت بودن اهل بيت(ع) از دو جنبة تكويني و تشريعي اشاره نمائيم. اميد است كه اين قليل عبور توجه آن عزيز قرار گيرد.
از آدم بودنم
چه نصیبی...؟
دیگر نه حوایی مانده و
نه سیبی....!
قدیما....
یه روزی مردم جیبشون پر می شد. این همه دردسر نبود، این همه بلا تکلیفی، این همه سردرگمی نبود...اون موقع ها، بابا ها آخر شب خونه بودند، واسه بچه هاشون خاطره تعریف می کردند، بهشون می گفتند چطوری زندگی کنن بهتره، کمکشون می کردند راهشونو پیدا کنند، تجربه معنی داشت، بابا ها فقط برای شهریه کلاسها نبودند، کسی طلبکار باباش نبود، مامانا هنوز می دونستند بچه شون کلاس چندمه، با کیا میره، با کیا میاد...اون روزا، بچه ها نمی فهمیدند، بچه بودند! مردم به هم اعتماد داشتند، مثل کفتار دنبال فرصت نبودند. زورخونه ها هنوز باز بود. درس مرام و معرفت می دادند. عشق بدنسازی، عشق هیکل، عشق زور، هنوز مد نشده بود. ارزش آدما به تعداد دوست دختراشون نبود. سیگارکشیدن با کلاسی محسوب نمی شد. دانشگاه همه چیز ملت نبود...
آدما خودشون بودند، کسی نمی دونست باربی کیه، سولاریوم چیه، فقط دختر خوشگلا خفن نبودند، نگاه ها فقط دنبال هیکل دخترها نبود. رفاقت ها، رفاقت پول نشده بود. یادت نمی دادند هر چی بدی آش می خوری...
مردم همو دوست داشتند، کسی به ناموس مردم گیر نمی داد، کسی به حریم مردم تجاوز نمی کرد، دین لگد مال نمی شد. اگر کسی رو دختر مردم دست بلند می کرد، مردم فقط فیلم نمی گرفتند، فقط وای نمیسادن نگاه کنن، یه اعتراضی می شد...
اون روزا آدما درس می خوندن که درست زندگی کنن، اما الان زندگی می کنیم تا درس بخونیم. مهم نیست چطور زندگی کنیم، فقط باید درسمون خوب باشه...
قلب قلب سليم
بر هر عاقلی پوشیده نیست كه انسان دارای ظاهر و باطنی است و کردارهای نيك و زشتش بر دو قسم است و كردارهاي نيك و زشتش نيز بر دو قسم است كارهايي كه به وسيله بدنش انجام مي دهد مانند روزه ،حج،انفاق يا شرابخواري ،قماربازي و زناکاري ...قسم ديگر چيزهايي كه به دل كسب مي كند و در آن جاي مي دهدمانند ايمان، محبت، خوف، رجاء، نفاق، بغض، كبر، ريا و ... چنان كه كردارهاي ناپسندي كه به وسيله بدن انجام داده مي شود و مورد نهي خداوند است شناختن وپرهيز از آنها بر هر فردي واجب است ، همچنین چیزهايي كه به دل كسب مي كند و مورد نهی حضرت آفریدگار است بايد آنها را بشناهد و از آنها بپرهيزد و بكوشد كه دلش به آنها مبتلا نشود.
بیماری قلب چیست؟
همان طور كه بدن انسان دارای سلامتی و بیماری است دل نیز سلامتی و بیماری دارد. سلامتی بدن در اين است كه تمام اجزا آن درست و در جاي خود خاصيت و اثري كه براي آن آفريده شده است را ارائه دهد و بيماريش در نقص عضوی از آن و از بين رفتن خاصيتش مي باشد و نتيجه اش ناراحتی و سخت شدن زندگي است . سلامتي دل در آن است كه تمام خواص و آثار انسانيت از آن ظاهر گردد به اين نسبت به معارف و حقايق و عقايد حقه داراي يقين و اطمينان باشد و نيز از تمام خوبي هاي زشت و حيواني پاك باشد.
و مرض دل در ريب و انكار و شك و حيرت و دوستي و دشمني بي جا و بيم و اميد بي مورد و حق و حسد و بخل و غيره است و تمام اين بيماري ها بر خلاف فطرت اوليه ي انسان است.
حضرت اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد:(( بدن آدمي شش حالت دارد: سلامت،مرض،مرگ،حيات،خواب و بيداري.جان انساني نيز داراي اين شش حالت است. حيات،جان علم و مرگش جهل است.مرضش شك و ترديد و سلامتش يقين مي باشد. خوابش غفلت و بيداريش حفظ و مراقبت است)).
و نيز مي فرمايد: ((آگاه باش كه فقر و تهي دستي از جمله بلاها است و سخت تر از تهيدسي بیماری بدن است و سخت تر از بيماري بدن بيماري دل است: آگاه باش كه فراواني مال از نعمت ها است و برتر از آن سلامتی بدن و برتر از آن پرهيزگاري دل است يعني پاكي از انواع آلودگی و گناهان)).
"زندگی در حاشیه" شعری از مرحوم قیصر امین پور
ما حاشيه نشين هستيم/مادرم مي گويد : پدرت هم حاشيه نشين بود ،در حاشيه به دنيا امد ، در حاشيه جان كند و در حاشيه مرد / من هم در حاشيه به دنيا امده ام/ ولي نمي خواهم در حاشيه بميرم /برادرم در حاشيه بيمارستان مرد /خواهرم هميشه مريض است،هميشه گريه مي كند گاهي در حاشيه گريه ،كمي هم مي خندد/مادرم مي گويد :سرنوشت ما را هم در حاشيه صفحه تقدير نوشته اند/و هر شب ستاره بخت مرا كه در حاشيه آسمان سوسو مي زند به من نشان مي دهد/ ولي من مي گويم:اين ستاره من نيست/ من در حاشيه به دنيا آمدم / در حاشيه بازي كردم/ من در حاشيه بزرگ شدم و به مدرسه رفتم/در مدرسه گفتند:جاندلريم/ مادرم گريه كرد،مدير مدرسه گفت : آقاي ناظم اسمش را در حاشيه دفتر بنويس تا ببينيم/ من در حاشيه روز به مدرسه شبانه مي روم/ در حاشيه كلاس مي نشينم/ در حاشيه مدرسه مي نشينم و توپ بازي بچه ها را تماشا مي كنم چون لباسم همرنگ بچه ها نيست/ منروزها در حاشيه خيابان كار مي كنم و بعضي شبها در حاشيه پياده رو مي خوابم/ من پاييز كار مي كنم،زمستان كار مي كنم،بهار كار مي كنم،تابستان كار مي كنم و در حاشيه كار زندگي مي كنم/من در حاشيه شهر زندگي مي كنم/زندگي در حاشيه زمين خيلي سخت است / من حاشيه نشين هستم/ ولي معني كلمه حاشيه را نمي دانم/ از معلم پرسيدم:حاشيه يعني چه؟/گفت:گفت حاشيه يعني قسمت كناره هر چيز، مثل كناره لباس يا كتاب ،يا مثل حاشيه شهر كه زباله ها را در آن مي ريزند/من گفتم:مگر آدمها زباله هستند كه بعضي از آنها را در حاشيه شهر ريختند؟/معلم چيزي نگفت/من حاشيه نشين هستم/به مسجد مي روم/من قرآن خواندن را ياد گرفته ام،قرآن كتاب خوبي است /قرآن حاشيه ندارد/هيچ كلمه اي را در حاشيه آن ننوشته اند/من قرآن را دوست دارم/همه چيز بايد مثل قران باشد